|
اين حكايت
همسايه و همسايه داري هم حكايت بس پيچيده
ايه! خوبش عجيب نعمتيه و بدش هم...خدا نصيب نكنه! البته منظورم از اين حرف اين
نبود كه بگم ما همسايه هاي بد داريم! خدا
رو شكر همسايگان ما همگي بندگان خدا و انسانهاي بسيار شريفي هستن....فقط گاهي
...البته خيلي كم ....سر و صداشون از حد متعادل فراتر ميره و خدا نكنه كه همسايه
بخواد دخترشو عروس كنه و از شهرستان هم مهمون داشته باشه به اضافه ي چند فروند بچه
شيطون و جيغ جيغو كه دائم تو سر و كله هم ميزنن و بي اعتنا به وقت (كه ممكنه نصف
شب باشه يا 3و 4 بعد از ظهر) با هم موش و گربه بازي مي كنن! اينا رو نگفتم كه
بخوام از همسايه هاي گرامي گله كنم ، فقط خواستم افتخار آشنايي باهاشون رو داشته
باشين! بله ،
داشتيم عرض مي كرديم خدمتتون كه راضي نگه داشتن همسايه كار خيلي مهم و گاهاً كمي
تا قسمتي سخته كه هركسي از عهده ش بر نمياد. گاهي اوقات آدم از اين ور و اون ور ميشنوه يا در صفحه ي حوادث روزنامه ميخونه كه همسايه ها تو روي هم افتادن و با هم
سر مواردي نظير آشغال گذاشتن جلوي خونه ي همديگه و يا زنگ زدن الكي نصفه شب و سر
ايكي ثانيه در رفتن و يا لج و لجبازي هاي عجيب و غريب كارشون حتي به شكايت و
دادگاه كشيده شده! ...و همه ي اينا به
خاطر بي ملاحظگيه... آخه همسايه عزيز من! وقتي حواست نيست و كاري ميكني كه همسايه
ناراحت بشه بايد بعدش منتظر نتيجه ي كارت هم باشي!وقتي با اعصاب همسايه بازي مي
كني و خودت اونو قلقلك ميدي كه بياد سرت
تلافي كنه ، يه كم جنبه داشته باش وبه جاي جبهه گيري و داد و فرياد ،بهش حق بده و
خودتو اصلاح كن... اين رو هم
بگم كه از اونجايي كه اصولاً ما همسايه هاي خوب و نجيب و كم رو و با ملاحظه اي و توصيه ي
اخلاقي:خداوكيلي ملاحظه ي همسايه هاتونو داشته باشين!...همين! پ.ن: همگي
يك فاتحه براي خسرو شكيبايي بخونين....خدا روحش رو قرين رحمت كنه. فعلاً ديگه عرضي نيست!
+
نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 13:12 توسط بلوط
|
عيد داني چيست؟ در دل مهر حيدر داشتن جز ز مهرش هرچه در دل داشتن، برداشتن شاخه هاي گل به پاي دوستانش ريختن در گلستان ولاي او قدم برداشتن شعر از سليم ![]()
+
نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387ساعت 10:7 توسط بلوط
|
خودشو از
جمع كنار مي كشه ؛ به اطرافش توجهي نداره ؛ حرفاي ديگرون رو نمي شنوه، ميخواد با
خودش تنها باشه ؛ حتي حوصله ي حرف زدن با دوستهاش رو هم نداره...دلش ميخواد روي
تختش دراز بكشه و در غم و تنهايي خودش فرو بره ، دور تا دور خودش يك حصار بزرگ
درست كرده و هيچكس رو به داخل راه نميده حتي خانواده اش . از دور
نگاش ميكني ، حواسش جاي ديگه ست. دلت ميخواد جلو بري كنارش بشيني و باهاش حرف
بزني. دلت ميخواد كمكش كني...دلت ميخواد با حرفات بهش آرامش بدي...دلت ميخواد بهش
بفهموني كه احساسشو درك ميكني...كه تو هم در غمش شريكي ...اي كاش اون هم مي فهميد... اما از
عكس العملش مي ترسي....مي ترس فكر كنه داري بهش ترحم مي كني... مي ترسي تصور كنه
داري نصيحتش مي كني. دلت ميخواد اونو از اين سكوت سخت ملال آور بيرون بياري و بهش
نشون بدي كه دنيا هنوزم قشنگه اما اگه تو بخواي درست نگاش كني. دلت
ميخواد همه ي غمهاي عالم رو از دلش پاك كني و به جاش نور و شادي و مسرت رو در قلبش
بنشوني. تصميمت رو
ميگيري و از سرجايت بلند ميشي. يك صندلي برمي داري و كنارش ميشيني. اين بار
تو رو مي بينه و بهت لبخند ميزنه؛ تو هم بهش لبخند مي زني . توي دلت هزار جور حرف
بالا و پايين ميپره اما لب به سخن باز نمي كني.... با
مهربوني دست روي شونه هاش ميذاري و براش يك جوك يا اس ام اس بامزه تعريف مي كني. و
اون با سخاوت به حرفت ميخنده....آرزو ميكني كه اي كاش اين خنده از ته دل باشه. اي
كاش به زودي همه ي نگراني هاش برطرف بشه...اما باز هم تنها سكوته كه جاي خودشو حفظ
ميكنه... آهي از ته
دل ميكشي و اونو با افكارش تنها ميذاري... مي دوني
حالا تنها كاري كه از دستت برمياد اينه كه براش دعا كني...
+
نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 17:22 توسط بلوط
|
سلام! ما برگشتيم! خدا رو شكر سفر خيلي خوبي داشتيم كه هرچند مختصر ولي خيلي
خوب و مفيد و خاطره انگيز بود. شب اولي كه در قطار بوديم با شب فينال
بازي هاي جام ملتهاي اروپا همزمان شده بود و از اونجايي كه بنده به همراه خواهرم
جيني هردو به شدت از علاقه مندان به اين بازي به حساب مي اومديم از طريق راديوي موبايلمون بازي رو دنبال كرديم .(لطفاً
تجسم كنين من و جيني سيم آنتن را بالاي سرمون نگه داشتيم و از اونجايي كه مدام جهت
موج تغيير مي كنه و يا قطع و وصل ميشه مجبور ميشيم دائم آنتن رو دور سرمون بچرخونيم تا بتونيم صدا رو
واضح بشنويم.) هرچند كه تيم محبوب بنده
بالاخره قهرمان شد ولي چون بازي چندان مهيج نبود و جيني هم طرفدار
آلمان بود نتونستم اونقدر كه انتظار داشتم از اين برد خوشحال بشم. از فوتبال كه بگذريم ،من و جيني و زن داداش عزيزمون كتاب فرهنگ و اصطلاحات
كرمان رو با خودمون برداشته بوديم تا بلكه اونجا به دردمون بخوره و هرچند كه خيلي
از اصطلاحات رو (كه خيلي هم جالب بودن) ياد گرفتيم ولي متاسفانه فرصتش پيش نيومد
كه ازشون استفاده كنيم كه اينم از خوش
شانسي اقوام و دوستان بود! عروسي پسر عمو هم بسيار بسيار به ما خوش گذشت و فرصتي دست داد تا دوستاي گل و
عزيزمون از جمله ليلي ، ماتيلدا ، سروناز و پرنيان رو ملاقات كنيم و از ديدنشون
بسيار مشعوف بشيم. به لنگر و ماهان هم سري زديم و باغ شازده رو كه از كوچكيام به اين ور نديده
بودم به لطف جناب رهگذر عزيز ديدم و خيلي لذت بردم. پ.ن: كامنتهاي پر مهرتون در پست قبليم خيلي ممنونم. شرمنده كه فرصت نكردم جواب
بدم. الهي كه همگي هميشه خوب و خوش و سلامت باشين.
+
نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 12:43 توسط بلوط
|
چند روزي داريم ميريم مرخصي... يه مسافرت براي ديدن دوستان و اقوام و آشنايان عزيزمون كه خيييييييييييييلي دلمون براشون تنگ شده.
ايشالا بعد كه برگشتم جبران ميكنم. قربون همگي
+
نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 10:35 توسط بلوط
|
يا فالقَ الحَب زِد في مُهجَتي
شَغفاً مِن حُبِّ
فاطمة َالزهراءِ مَوفورا وَ بَعْلِها وَ
بَنيها بعدَ والدها وَجعَل خطائي
بِهم يا ربّ ِمَغفورا ..... سلام سلام!
خوبين همگي؟ عيدتون مبارك! ما هم خوبيم شكر خدا. كمتر ميايم
اينترنت چون مشغول انجام كارهاي بسيار بسيار مهم مي باشيم. به عنوان
مثال : فوتبالِ مهيج مي بينيم ، فيلم
تماشا مي كنيم، مهموني
ميريم ، گهگاهي نقاشي مي كنيم ، يه كم ورق ورد word)) سياه مي كنيم، و از همه
مهمتر به كاراي شريف خونه مثل گوشت پاك كردن ، اتو كشيدن لباسها ، غذا پختن ، بادمجان پوست
كردن و غيره و ذلك از اين قبيل مي پردازيم. فعلاً حرفهاي متفرقه
بماند براي بعد! پ.ن: فردا تولد جيني
جونيه!
+
نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 11:48 توسط بلوط
|
فكر كردن به مردمي كه با نژادها و
فرهنگها و زبانهاي مختلف توي كشورمون زندگي ميكن هميشه منو به هيجان مياره. لهجه
ها و گويشهاي محلي رو كه ميشنوم كيف ميكنم! از مردم خطه ي خوزستان و بندرعباس و
بوشهر گرفته تا آذري ها و كردها و لرها و گيلكي ها ....و بقيه نقاط كشورمون. تفاوت
فرهنگها ،پوشش و حتي موسيقيهاشون خيلي برام جالبه... وقتي يك موسيقي محلي ميشنوم
ميتونم تشخيص بدم مال كدوم نقطه ي ايرانه...موسيقي جنوب خراسان (كه شجريان خيلي
ازش استفاده ميكنه) رو خيلي دوست دارم. ولي با ريتم آهنگهاي كردي و تركي و بندري
هم يه حال خاصي پيدا ميكنم... به نظر شما واقعاً جالب نيست كه اين همه تفاوت هاي نژادي توي كشورماست؟ فكر
نمي كنم هيچ كجاي دنيا اين همه تنوع آب و هوايي و فرهنگي داشته باشه... دلم
ميخواست يه سفر به سرتاسر ايران مي رفتم و اين زيبايي ها رو از نزديك مي ديدم...
به خدا حيف نيست آدم كلي خرج سفر اروپا بكنه كه آثار باستاني و موزه ها و فرهنگ
اونجا رو ببينه در حالي كه هنوز با فرهنگ هاي مختلف و آثار باستاني باارزش كشور
خودش آشنايي نداشته باشه؟...من نميگم سفر به اروپا خوب نيست...ولي شخص خودم اول
سفرهاي داخلي رو ترجيح ميدم اونم به خاطر عشقي كه به اين آب و خاك دارم...به خاطر
تعصبي كه روي مردم كشورم دارم... خيلي حرصم ميگيره از اونايي كه هي از خارج تعريف ميكنن و هي به اينجا سركوفت
ميزنن! خوبي هاي اينجا رو نمي بينن و ظواهر اونجا دلشونو مي بره...خوب راست ميگم
ديگه! يه كم اگه چشماتونو بيشتر باز كنين خوبي هاي اينجا رو هم مي بينين...حالا هي
بگين ايران بدبخته وهي توي سر خودتون بزنين كه چرا توي اين مملكت خراب شده ي فلك
زده زندگي ميكنم و از اين حرفا... اگه دردي ازتون دوا شد من تسليمم! و باز هم اخبار! 1 _ امروز تولد آقاي همسر مي باشد!...كادوي تولدش باشه طلبش! 2_ تيم ملي ايران در طي يك بازي متوسط نه چندان جالب ، دو بر صفر تيم ملي
سوريه را شكست داد. ( شانس واقعاً با آقاي دايي يار بود!) 3_ با شروع بازي هاي جام ملتهاي اروپا
حس فوتبالدوستي بار ديگر در اينجانب بيدار شده است! 4_اخبار بلوط بسيار جالب و خواندني و دسته اول مي باشد و هركس كه بگويد ما اين خبر را قبلاً شنيده ايم به نفع خودش است كه مدتي در اين حوالي پيدايش نشود! پ.ن: جوگير مي شويم!!! ايران تويي تنها بهونه واسم اي ايران نفسم اسم تو مي خونه ميگه اي مهد دليران اي كنام شيران ايران فقط اسم تو مي مونه روي لبهاي من توي تنها بهونه واسه فرداي من تويي افتخار بودن واسه ي من و ما تويي موطن عزيزم واست خونمو مي ريزم اي ايران من ايران... تويي اي جاودان ملك تويي اي ايران تويي تاج سر من تويي اي سرزمين شيران تويي افتخار من اي ايران... فقط اسم تو مي مونه روي لبهاي من تويي تنها بهونه واسه فرداي من تويي افتخار بودن واسه ي من و ما تويي موطن عزيزم واست خونمو مي ريزم اي ايران من... ترانه از آيدين
+
نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 11:35 توسط بلوط
|
خوب از اونجايي كه دوستاي گلم اكثراً با همين بلوط موافق بودن ما هم تصويب مي
كنيم. انشالله سالهاي سال با همين اسم در
خدمت شما باشيم. البته اگه دوست جوناي عزيز دلشون ميخواد با اسم ديگه اي يا همون
اسم قديميم صدام كنن مختارن و ما هم مشتاقانه استقبال مي كنيم! چند روز پيش توجهم جلب شد ديدم توي خيابون اصلي كه خونه ي ما در يكي از
خيابوناي فرعيش قرار گرفته ، به افتخار بنده دو تا مغازه ي اسمشون رو بلوط
گذاشتن!!! يكيشون كه شيريني فروشيه كه خيلي به ما نزديكه، اون يكي هم مبلمانه!
خلاصه اگه يه وقت گذرتون به مشهد افتاد و از خيابوني رد شدين كه دو بار اسم بلوط
بزرگ به چشمتون خورد بدونين مخلص شما يه جايي همين دور و برهاست! فعلاً امروز چيز خاصي به ذهنم نمي رسه كه بنويسم. از لطف همه ي شما كه اينقده
مهربونين خيلي خيلي ممنونم. فقط قبل از رفتنم توجهتون رو به اخبار
فوري جلب ميكنم: 1- سيل عظيم و فوري و خطرناك عروسي ها و نامزدي ها در كرمان 2- آمدن كريس دبرگ به ايران ( قرار است خواننده ي محبوب
انگليسي با گروه آريان كنسرتي بدهد كه البته اميدوارم به آبكي بودن كارهاي قبلي
اين گروه نباشد! و احياناً اين كنسرت در استاديوم آزادي برگزار خواهد شد البته اگر
مجوزش را بگيرد.( مياين با هم بريم؟!) 3- دندانهاي بلوط اكنون در سلامت كامل به سر مي برند. ( توصيه پزشكي: قبل از اينكه كار به
جاهاي باريك بكشه دندان مبارك رو به دندانپزشك معرفي كنين!) 4- اينجا هوا سرد شده...كي گفته تابستون داره مياد؟! پ.ن: يادم رفت بگم من از طرفدارهاي پروپاقرص گروه آريان هستم!
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 10:32 توسط بلوط
|
امروز صبح يا جيني داشتيم در مورد دوست جوناي وبلاگي حرف مي زديم ( نترسين
غيبتتون رو نمي كرديم!) حالا ميخواستم ازتون بپرسم به نظر شما "بلوط" اسم خوبيه؟ اگه يه وقت
خواستم اسم مستعارمو عوض كنم كسي ايراد نميگيره؟ ( ببينين من چه بچه خوبيم براي
هركاري از دوستام اجازه ميگيرم!... ياد بگيرين!) مثلاً اسم يه گل چطوره؟ اسم
واقعيم هم كه اسم گله ولي ميخوام يه گل ديگه بذارم...البته اگر واقعاً اسم خوبي
پيدا كردم...فعلاً همين بلوط هستم تا ببينم چي پيش مياد. از اين آپ خيلي مهم من نتيجه ميگيرم كه هيچوقت اسماي غيرمعقول واسه خودتون
انتخاب نكنين چون روي شخصيتتون تاثير ميذاره! اخبار فوري : 1 _بالاخره جيني هم به جمع بلاگفايي ها پيوست 2_ پرنيان عزيز هم به جمع وبلاگنويسها دراومد ...خيلي خوش آمد! 3_ (هيچ ربطي به اخبار بالا نداره) دختر عموي عزيز ما صاحب يك دختر كوچولو شد! 4_دوست جوناي بلوط بهترين دوستاي وبلاگي در دنياي وبلاگ نويسي شناخته شدن! ... فعلاً همينا رو داشته باشين تا بعد... قربون همگي
+
نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 17:47 توسط بلوط
|
سوره بقره آيه 185 تا 186 و اذا سَألكَ عبادي عني فإنّي قريبٌ اُجيبُ دعوةَ الداعِ اذا دعانِ فليستجيبوا لي وَليُؤمنوا بي لَعَلَهم يَرشُدون و چون بندگانم درباره من از تو سوال مي كنند بدانند همانا من به آنها نزديك هستم اجابت مي كنم دعاي هركس را كه مرا بخواند پس دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند باشد تا سعادت يابند
+
نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 10:44 توسط بلوط
|
درباره وبلاگ
![]() يا يك نگاه سبز ، شور زندگي را در دلها ماوا داد. منوی اصلی
ياران سبز بلوط
آرشیو
هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |