"من چه سبزم امروز"
اون از سریالهای ماه رمضون ، اونم از مدار صفر درجه و حالا این یکی دیگه با ساعت شنی و حلقه سبز زده به سیم آخر! یکی نیست بگه کم غم وغصه داریم که حالا باید بشینیم غصه ی آدمای دروغی و مجازی تلویزیونم بخوریم؟!چرا باید سهم خنده و شادی از سفره زندگی مردم حذف بشه؟ آقاجون اصلاْ من یه سریال کمدی میخوام...نه یکی مثل چارخونه که مجبور بشی از بی سریالی نیگاش کنی و آخر سر هم یکی دو تا خنده زورکی بزنی و والسلام! یه سریالی میخوام مثل همسایه ها...مثل خانه ی ما... مردیم بس که توی این شیشه ی جادو بیمارستن و قبرستون و از این جور چیزا دیدیم... این یکی سریال آخری دیگه زده رو دست بقیه از بس غم و غصه تحویل آدم میده...ساعت شنی رو میگم! قبول دارین؟ فیلمبرداریشم یه طور خاصیه... آدمو هول می کنه! نمی دونم عکس العمل شما در مقابل این سریال چی بوده ولی من یکی که وقتی می شینم پاش احساس خفگی می کنم ! یکی منو نجات بده!!! زمستان از راه خواهد رسيد؛ دستان سردش را بر در و ديوار خانه خواهد كشيد و من به انتظار دانه برفي خواهم نشست كه شادمان از هياهوي ابرها مي گذرد و جست و خيز كنان، راه خود را از ميان ازدحام دانه هاي برف تا نزديكي هاي پنجره ي اتاق باز مي كند . زمستان را دوست دارم ؛ چون نويد بهار را مي دهد. و بارش برف را به خاطر پاك كردن غبار گذشته ها . به انتظار بهار نشستن برايم دلنشين است و آرامش بخش. براي آمدنش لحظه شماري مي كنم ، براي تماشاي حرير سبز رنگش كه بر پهناي زمين سرد خواهد نشست. و شكوفه ي اميدي كه از شاخه هاي خشك سر در مي آورد. ... زمستان خواهد آمد؛ و من به انتظار بهار نشسته ام...
![]()
با این وجود مثل دیوونه ها میشینم و دنبالش می کنم و هی به صدا و سیما بدوبیراه میگم که چرا همچی چیزی پخش می کنه!!!![]()
| Design By : Night Skin |


