"من چه سبزم امروز"
سالي كه آغازش برامون يك خاطره ي طلايي و استثنايي بود... سالي كه خيلي از عزيزان رو از دست داديم... سالي كه خيلي از دخترها و پسرها ورودشون رو به اين دنيا اعلام كردند... سالي كه خيلي ها زندگي جديدشون رو شروع كردند...خيلي ها براي زندگي شون تصميمات مهمي گرفتند... سالي كه دوستاي جديدي پيدا كردم... با آدماي جديدي آشنا شدم... در مجموع سال 87 براي من سال خوبي بود. با وجودي كه خاطرات تلخي هم لابه لاش نهفته بود ولي در مجموع خوب بود. بزرگترين آرزويي كه در آستانه سال 88 دارم اينه كه خدا همه ي عزيزانم رو سلامت نگه داره ، همه ي دوستانم رو هرجاي دنيا كه هستن خوشحال و خوشبخت كنه. سال نوي همگي مبارك داره مياد! صداي پاشو مي شنويد؟ به ياد داشته باشيم دوست بداريم
آنان را كه دوستمان دارند ، قدرداني كنيم از دستي كه به سويمان دراز مي شود ، ياد بگيريم تا در وادي محبت ، بخشندگي كنيم ، پاس بداريم دلي را كه براي خاطر ما
مي تپد ، نشكنيم شيشه ي نازك احساس يكديگر را
، يادمان باشد ؛ مهربان باشيم.... عاشق اين
شعر حافظ هستم.... مملو از اميد و آرامشه... فكر مي كنم موقع سرودن اين شعر به حافظ
الهام شده بوده !.بهتر از هر روانشانسي و بهتر از هر قرص آرام بخشي آرومت مي كنه. يوسف گم
گشته باز آيد به كنعان غم مخور كلبه ي احزان شود روزي گلستان غم مخور اي دل
غم ديده حالت به شود دل بد مكن وين سر شوريده باز آيد به سامان غم مخور گر بهار
عمر باشد باز بر تخت چمن چتر گل
در سر كشي اي مرغ خوشخوان غم مخور دور
گردون گر دو روزي بر مراد ما نگشت دائما يكسان نباشد حال دوران غم مخور هان مشو
نوميد چون واقف نئي از سر غيب باشد اندر پرده بازي هاي پنهان غم مخور اي دل
ار سيل فنا بنياد هستي بركند
چون تو
را نوحست كشتي بان ز طوفان غم مخور در بيابان
گر به شوق كعبه خواهي زد قدم سرزنشها
گر كند خار مغيلان غم مخور گرچه
منزل بس خطرناكست و مقصد بس بعيد هيچ راهي نيست كانرا نيست پايان غم مخور حال ما
در فرقت جانان و ابرام رقيب جمله مي
داند خداي حال گردان غم مخور حافظا در كنج و فقر و خلوت شبهاي تار تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور سلام! احوال
همگي خوبه ايشالا؟! ما هم
خوبيم شكر خدا. اين دو سه روزه حسابي با
كارت tv كه مبدل هم هست و
سفارشش رو به اخوي داده بودم و برام آورده بود ، سرگرم هستم! نمي دونين چه چيز به
درد بخوريه! آدم مي تونه هرفيلمي رو كه
دلش خواست از نوار ويدئو روي كامپيوتر بياره و به cd تبديل كنه. منم يك دنيا فيلم دارم كه همه شون
روي نوار ويدئو هستن و حالا مي تونم با خيال راحت همه رو روي cd بيارم! فكر خونه
تكوني هم بدجوري داره اذيتم مي كنه و فعلاً فقط به غير از مرتب كردن سه تا از
كابينت هاي آشپزخونه ، هيچ كار مفيدي در اين راستا انجام ندادم! فكر كنم بهتر باشه
يك برنامه اي براي خودم بريزم چون در غير اين صورت احتمالاً همه ي كارها مي مونه
واسه شب عيد! ولي
انصافا اين خونه تكوني عجب رسم خوبيه ها! آدم قسمت هايي از خونه رو كه هيچوقت دست
نمي زنه ،( مثل زير تخت و پشت كمد هاي بزرگ و سنگين) به بهونه خونه تكوني جابه جا و مرتب و تميز مي
كنه. واقعا رسم
پسنديده اي هست.من كه دربست تاييدش مي كنم! ديروز با
همسر گرام رفته بوديم به ساختمون راهنمايي رانندگي براي پرداخت عوارض ماشين و از
اين قبيل كارها. حس كردم اين جور مكان هاي اداري چه جاهاي كسل كننده و سرد و بي
روحي هستن...اين كارمندهاي بيچاره چه طور مي تونن توي همچين محيط هايي دووم بيارن
آخه؟! خلاصه خدا رو صد هزار مرتبه شكر كردم كه خانه دارم هستم . لااقل اگر هم مي
خواستم بيرون كار كنم كاري رو انتخاب مي كردم كه با هنر سروكار داشته باشه و يه
جورايي سرگرم كننده هم باشه. جدا از اين
موضوع ، اگه مي خواستم شاغل باشم ديگه كي فرصت مي كردم به تفريحات شخصيم برسم؟ كارهاي
خونه چي مي شدن؟! همين الان هم گاهي براي كارهاي خونه وقت كم ميارم ، ديگه اگه
شاغل هم بودم لابد خونه ام از نظم و ترتيب و نظافت گلستون ميشد!!! اونوقت ديگه
اثري از بلوط بينوا باقي نمي موند! :ديييييييييي! پ.ن:
مواظب خودتون باشين! 


| Design By : Night Skin |



