"من چه سبزم امروز"
ديروز
اينجا يك هواي عالي بهاري همراه با رگبار و رعد و برق داشتيم.... عاشق صداي
رعد و برقم! بعضيا از صداش مي ترسن ولي من كلي كيف مي كنم! خدا رو شكر از اول سال جديد دائم بارندگي
داشتيم . سدهاي اطراف شهرمون از جمله سد گلستان كه الان به لطف خدا پر از آب شده، پارسال خشك خشك بود. سال هاي
اولي كه به مشهد اومده بوديم هميشه بهار هوا ابري و باروني بود . رگبار و بارون
هاي سيل آسا هم زياد مي اومد. يادم مياد يك وقت كه كلاس اول راهنمايي بودم با دو
نفر از دوستام (كه همسايه بوديم و راه مدرسه تا خونه رو كه ربع ساعت بيشتر نبود
پياده طي مي كرديم) از مدرسه به خونه برمي
گشتيم كه بين راه رگبار شديدي ناغافل شروع
به باريدن كردن و فكر كنم ده دقيقه اي طول كشيد تا تموم شد. توي همين فاصله ، ما
سه نفر كه مثل موش آب كشيده خيس آب شده بوديم تا وقتي به خونه رسيديم از خنده
مرديم ! بس كه قيافه هاي خنده داري پيدا كرده بوديم! راهمون هم طوري بود كه هيچ
سايه بوني نداشت واسه اينكه چند دقيقه اي صبر كنيم تا بارون بند بياد و مجبور بوديم با همون وضعيت
بدون چتر به سر ببريم. خلاصه اون روز برام يه خاطره ي خيلي قشنگ شد كه هر وقت بهش فكر مي كنم سردم ميشه و همون حس
خيس شدن اون لحظه رو پيدا مي كنم! يادش به
خير....دوران راهنماييم رو از بقيه دوران مدرسه بيشتر دوست داشتم. دوستاي خيلي
خوبي داشتم ، با معلم هاي خوب و يك مدير كه از خوبي و گلي مثل يك فرشته بود...يادش
به خير! شما كدوم
دوران از تحصيلتون رو بيشتر از بقيه دوست دارين و ازش خاطره هاي خوب دارين؟ بعداً نوشت(!!!):ديروز صبح خدا چون مي دونست من خيلي رعد و برق دوست دارم، اونقدر رعد و برق فرستاد كه پاك از حرفم پشيمون شدم! كي گفته بود از رعد و برق نمي ترسه؟!!!:دييييي! اين عكس جديدترين نقاشيم هست كه درست پيش از عيد تمومش كردم. اولين نقاشي اي كه تا حدودي فانتزيه... برخلاف بقيه نقاشي هام كه به سبك رئال هستن. اميدوارم شما هم خوشتون بياد :) اينجا هم لينك بقيه نقاشي ها و عكس هام هست اگه دوست داشتين يه سر كوچولو بزنين (چشمك) اين ليريك يكي از آهنگهاي مورد علاقه ي منه كه گروه كويين خونده : بعد از 14
روز كه به خيابون هاي خلوت و آروم نوروزي
عادت كرده بوديم ، ديشب كه از خونه بيرون رفتيم ، با ديدن اون همه شلوغي و جمعيتي
كه توي خيابون ريخته بودن ، و اون ترافيك وحشتناك ، واقعا شوكه شديم! همه ماشينها
بدجوري توي هم گره خورده بودن و مسيري رو كه هميشه پنج دقيقه اي طي مي كرديم ،
بيست دقيقه طول كشيد تا به مقصد رسيديم!....همون وقت با خودم فكر كردم يعني هيچ
كاري نميشه واسه اين ترافيك اعصاب خورد كن كرد؟! هيچ راه
حلي نيست؟!! چند سال ديگه لابد شهر از شدت جمعيت به حد انفجار مي رسه! خدا واقعا
رحم كنه! ديروز مادر
عزيز و اخوي گرام رفته بودن دادگاه براي پيگيري شكايتشون از سرقت ماشين... وقتي كه
ازشون پرسيديم جريان به كجا رسيد ، گفتن قاضي دادگاه به مامان طفلي و معصوم من
گفته : من احساس مي كنم كه شما خودتون اين ماشين رو به اين آقا (جناب دزد!!!)
فروختين و با هم تباني كردين!!!! تو رو خدا
فكرشو بكنين!!! طفلك مامانم مي گفت من
براي چند لحظه اصلا نفهميدم منظور قاضيه چيه! جالب اينجاست كه اخوي خودش چند وقت
پيش ماشين رو توي خيابون خودشون ديده بود و يارو دزده پسر بنگاه معاملات ملكي
نزديك خونه شون از كار دراومده بود! فكر كنين دزد همسايه تون باشه و نتونين هيچ
كاري براي دستگير شدنش انجام بدين. تازه يارو سابقه دار هم بوده باشه! به به! واقعا عجب شهر امني داريم. عجب پليس
وظيفه شناسي داريم و عجب قاضي هاي شايسته اي داريم!!! واقعا بايد يه اسفندي براشون
دود كرد با اين همه حس وظيفه شناسي! اميدوارم
كه هيچوقت سروكارتون با اين جماعت نيفته
كه جز اينكه وقتتون تلف بشه هيچ نتيجه اي نداره . گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت كه به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد

Abandoned places - I guess we know the score..
On and on!
Does anybody know what we are looking for?
Another hero - another mindless crime.
Behind the curtain, in the pantomime.
Hold the line!
Does anybody want to take it anymore?
The Show must go on!
The Show must go on!
Inside my heart is breaking,
My make-up may be flaking,
But my smile, still, stays on!
Whatever happens, I'll leave it all to chance.
Another heartache - another failed romance.
On and on!
Does anybody know what we are living for?
I guess i'm learning
I must be warmer now..
I'll soon be turning round the corner now.
Outside the dawn is breaking,
But inside in the dark I'm aching to be free!
The Show must go on!
The Show must go on! Yeah!
Ooh! Inside my heart is breaking!
My make-up may be flaking!
But my smile, still, stays on!
Yeah! oh oh oh
My soul is painted like the wings of butterflies,
Fairy tales of yesterday, will grow but never die,
I can fly, my friends!
The Show must go on! Yeah!
The Show must go on!
I'll face it with a grin!
I'm never giving in!
On with the show!
I'll top the bill!
I'll overkill!
I have to find the will to carry on!
On with the,
On with the show!
The Show must go on
.

| Design By : Night Skin |


